ابو الفضل مير محمدى زرندى

187

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

و اما نوع دوم معجزه : پس آن بر حسب اختلاف اديان متفاوت است پس دينى كه موقت بوده معجزهء آن نيز موقت و دينى كه دائمى است معجزه آن هم دائمى است . چنانچه دين موسى ( عليه السلام ) چون موقت بوده معجزهء آن هم موقت بوده و دين اسلام چون دائمى است معجزه آن نيز دائمى است . و همين است سر معجزهء موسى كه امرى بود مشاهد و مخصوص به مشاهدين و حاضرين در آن زمان و يا مختصرى بعد از آن ، كه بشود با خبر متواتر ، آن معجزه به آنان برسد . و سرّ معجزهء پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) كه امرى بوده عقلى و باقى همين است و مادامى كه دين اسلام باقى و هميشگى است ، معجزهء آن حضرت نيز جاودان و دائمى است . و براى همين جهت بعضى از محققين در مقام احتجاج با افرادى از يهود مىگويند : هر گاه دين موسى دائمى مىبود نبايستى معجزهء او مشاهد باشد كه مخصوص مشاهدين و حاضرين بوده باشد پس چون مشاهده است طبعا براى آيندگان بايستى با خبر متواتر و اصل بشود ولى چنين نيست زيرا در تواتر ، شرط است كه در تمام ازمنه ، راويان آن بقدرى زياد باشند كه چون اجتماعشان بر كذب ممتنع است ناچار موجب يقين مىشود اما در نقل خبر معجزهء موسى ، مىبينيم چنين نيست پس به چه جهت دين شما يهود مورد تصديق قرار گيرد و چه امتيازى بر ساير اديان كه معتقدين به آنها نيز حقانيت آن را نقل مىكنند دارد و چرا دين آنها مورد تصديق قرار نگيرد ؟ آن مرد يهودى جواب مىدهد كه معجزهء موسى نزد يهود و نصارى و مسلمانان ثابت است و اما معجزهء غير يهود چون نزد همه ثابت نيست محتاج به اثبات است . سپس مسلمان در دفع اين كلام مىگويد : معجزات موسى نيز در نزد ديگران ثابت نيست مگر به اخبار پيغمبرشان ، هر گاه اخبار آن پيغمبران مورد قبول قرار گيرد پس اخبار آنان به پيغمبرى خود ، اولى به قبولست تا اخبار ديگر . اما قرآن مجيد كه معجزهء پيغمبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) است بايد اعجازش در همهء زمانها موجود و باقى باشد تا حجت گردد بر جميع مردم در هر زمان ، چنانچه مىبينيم كه آوردن نظير يك سوره از سوره‌هاى قرآن را تا حال از كسى نديده و نشنيده‌ايم .